حسین احمدی در گفتگو با خبرنگار مهر، گرایش پدر و مادرهای امروزی به داشتن فرزند کمتر را از چند بعد بررسی کرد و اظهار داشت: در بعد فرهنگی این قضیه، مشاهده می شود که دیدگاه و نگرش خانواده ها نسبت به تعداد فرزندان تغییر یافته است، برنامه های تبلیغاتی دولت و افزایش تحصیلات والدین منجر به این شده که نگرش خانواده ها از داشتن فرزند زیاد به فرزند کمتر و در پی آن زندگی بهتر تغییر یابد.
این جامعه شناس با بیان این که در دهه ی 70 و اوایل دهه 80 تبلیغات و فرهنگ سازی موجود و حتی آموزش ها در راستای کاهش تعداد فرزندان بوده است، افزود: شاهد این ادعا ارائه واحدی به نام تنظیم خانواده در دانشگاه است که راه کارهای کنترل جمعیت را می آموزد.
احمدی تغییرات ایجاد شده در حوزه اشتغال را نیز یکی دیگر از دلایل گرایش خانواده ها به داشتن فرزند کمتر دانست و ادامه داد: برای نمونه ورود بانوان به عرصه اشتغال فرصت مدیریت تعداد زیاد فرزندان را از آن ها گرفته و در نهایت باعث می شود خانواده به داشتن فرزند کمتر به منظور تربیت صحیح و کنترل آن را تمایل داشته باشند.
احمدی با اشاره به اینکه تحرک جغرافیایی ناشی از شغل نیز در این مساله تاثیر گذار است، یادآور شد: به دلیل نبود زمان برای رسیدگی به فرزندان خانواده ها، ترجیح می دهند فرزند کمتری داشته باشند.
وی دلیل دیگر را عوامل و مسایل اقتصادی عنوان کرد و گفت: مسایلی که ناشی از محدودیت های اقتصادی است، در یک دوره از زمان باعث می شود افراد از لحاظ عقلی به این نتیجه دست یابند که فرزند کمتر طبیعتا هزینه های کمتری را خواهد داشت و این یک نوع کنش عقلی می باشد.
این جامعه شناس با بیان این که در حال حاضر گاهی خانواده های بدون فرزند نیز در جامعه مشاهده می شود، اظهار داشت: این افراد احساس می کنند به دنیا آمدن یک کودک تنها دغدغه و دردسر والدین را افزایش می دهد، چرا که گاهی اختلال در روابط زن و شوهر و وجود بی اعتمادی به آینده باعث می شود همسران از آینده خود مطمئن نبوده و مانع از تولد فرزند می شوند.
وی با یادآوری اینکه بدون شک افزایش سن ازدواج نیز در گرایش خانواده ها به داشتن فرزند کمتر تاثیرگذار است، افزود: در مجموع بحث های زیستی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دست به دست هم می دهند تا جریان تک فرزندی یا کاهش تعداد فرزندان مدل مناسبی برای زندگی امروزی شود.
احمدی همچنین در رابطه با پیامدهای اجتماعی کم بودن تعداد فرزندان، خاطر نشان کرد: در جامعه ی سنتی روابط افراد با جمع قابل توجهی از خویشاوندان درجه یک برقرار است در حالی که در آینده در خانواده های کم فرزند، روابط از نوع رسمی و با خویشاوندان است و فرد مجبور می شود به دلیل کم بودن تعداد خویشاوندان در محیط اجتماعی وارد روابط شود که در نهایت باعث ایجاد خلاء در روابط شده چرا که این قبیل روابط سست است و نمی تواند همیشگی باشد و فرد به تدریج دچار نوعی احساس تنهایی خواهد شد.
فرزند سالاری از پیامدهای گرایش به تک فرزندی است
وی با بیان اینکه علاوه بر احساس تنهایی که به فرد در جامعه دست می دهد، فرزندان آینده از لحاظ حمایت های اجتماعی نیز دچار مشکل خواهد شد، اظهار داشت: در گذشته در شرایط خاص و درماندگی، فرد دارای پایگاه و افرادی است که می تواند به آن ها مراجعه کند ولی در آینده این نوع حمایت های اجتماعی احتمالا متمرکز به نهادهای دولتی خواهد شد.
این جامعه شناس با اشاره به اینکه در شرایط گفته شده فوق پدر و مادرها نیز در زمان پیری دچار مشکل خواهند شد، افزود: در این جامعه پدرها و مادرها، فرزندانی دارند که براساس شرایط شغلی و مسایل شخصی و خانوادگی از آن ها جدا هستند و دیگر حمایتی از سالمندان و در معنی دیگر عصای دستی برای دوران پیری والدین وجود نخواهد داشت.
وی مسئله فرزند سالاری را نیز از پیامدهای گرایش به تک فرزندی و داشتن فرزند کمتر عنوان کرد و ادامه داد: در این خانواده ها فرزند اهمیت بیشتری می یابد و افراد هزینه ای برای یک فرزندی می پردازند که حاضر نیستند این هزینه از بین برود حتی حاضر نمی شود تک فرزند آن ها دچار ناراحتی و آزار شود که این مساله به تدریج باعث سلطه فرزندان به رابطه پدر و مادر شده و فرزند سالاری را دامن می زند.
احمدی گفت: جامعه در حال تغییر است و فرزندان به لحاظ دسترسی به امکانات و ارتباطات فاصله ی زیادی با والدین دارند، در گذشته فرزندان بزرگتر از جهتی به والدین نزدیک بوده و از جهتی دیگر با فرزندان کوچکتر ارتباط داشتند و عاملی بودند برای کنترل آنها ولی در دنیای تک فرزندی این اتفاق رخ نمی دهد و فاصله ها افزایش می یابد.


نظر شما